![]() |
![]() |
|
| ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو |
|
گل من پرپر نشوی که بلبلی به باز شدن غنچه ی لبخند تو زبان به سرود باز کرده است. شمع من خاموش نگردی که چشمی در پرتو پیوند تو به دیدن آمده است. ساقه ی گلبن بهار من نشکنی که دلی به رویش امیدوار تو دل بسته است. آفتاب من غروب نکنی که شاخه ی آفتابگردانی به جستجوی تو سربرداشته است. دامن من تو را برنچینند که حلقومی عقده دار است. صومعه ی من فرو نریزی که دلی نیازمند نیایش است. چشمه ی من نخشکی که جگری در عطش کویر سوخته است. بالین من تو را برنگیرند که سری بیمار است. بستر من تو را برنبندند که تنی تبدار است. کاشانه ی من ویران نگردی که آواره ای بی پناه مانده است. باز یافته ی من گم نشوی که بهشت بازیافته ی روحی هستی که در دوزخ نشیمن دارد.
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:57 به قلم یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| به یاد استاد |
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم کسم خدا بود ؛کس بی کسان... "دکتر شریعتی" رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی... دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد... دکتر هبوط ص 110 |
| دکتر |
|
در حضور تو... آرشیو پیوندهای روزانه |
| زخمه های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| فرشته های من... |
|
دلی بزرگ در شهری کوچک زخمی مرد قبیله وب سایت شهر قهدریجان هیچ نامه ان الانسان لفی خسر اوقات شرعی ادیبانه (نشریه ی ادبی) تلخابه پاتیراس آواره ریحانه |
|
RSS
|