![]() |
![]() |
|
| ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو |
|
پرنده گفت:کوه
درخت گفت:استوار و دره غرق در صدای ریزش ستیغ کو شد. |
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:38 به قلم یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| به یاد استاد |
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم کسم خدا بود ؛کس بی کسان... "دکتر شریعتی" رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی... دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد... دکتر هبوط ص 110 |
| دکتر |
|
در حضور تو... آرشیو پیوندهای روزانه |
| زخمه های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| فرشته های من... |
|
دلی بزرگ در شهری کوچک زخمی مرد قبیله وب سایت شهر قهدریجان هیچ نامه ان الانسان لفی خسر اوقات شرعی ادیبانه (نشریه ی ادبی) تلخابه پاتیراس آواره ریحانه |
|
RSS
|