![]() |
![]() |
|
| ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو |
|
چقدر نگاهت آشنا بود..! دوستش دارم آشنای دیده بان قلعه ی دلم را |
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 0:38 به قلم یلدا |
|
|
دوباره نمی خوام چشم های خیس منو کسی ببینه یک عمره حال و روزه من همینه کسی به پای گریه های من نمی نشینه بازم دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته کسی نفهمید غم من چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 20:57 به قلم یلدا |
|
|
برای روز تولدت یک نگاه پر معنا تقدیمت میکنم .... تولدت مبارک من بردم...یادم ترا فراموش (.........) |
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 13:42 به قلم یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| به یاد استاد |
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم کسم خدا بود ؛کس بی کسان... "دکتر شریعتی" رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی... دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد... دکتر هبوط ص 110 |
| دکتر |
|
در حضور تو... آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|