![]() |
![]() |
|
| ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو |
|
ای شراب طهور عشق -غمش روزگاران درد و داغ - شبش ساغرت کو ؟کجاست ؟ روز عطش تا که لب تر کند ز داغ لبش... ن.ش |
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 16:41 به قلم یلدا |
|
|
هر دم نشانه ای: که هستم! هر بازدم نشانه ای که خواهم بود! هر دم و بازذم پلکی است که از پنجره ی تاریک به روشنی سمت استجابت گشوده میشود به سمت سرخی سپیده ی دعای با تو: بدم الشهید!
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 16:21 به قلم یلدا |
|
|
گم شد، در قیل و قال گم شد سخنم |
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 23:31 به قلم یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| به یاد استاد |
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم کسم خدا بود ؛کس بی کسان... "دکتر شریعتی" رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی... دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد... دکتر هبوط ص 110 |
| دکتر |
|
در حضور تو... آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|