![]() |
![]() |
|
| ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو |
|
آره بیچاره ام...ای فریادرس بیچارگان پس دریاب...من که جز تو پناهی ندارم تنهام نذار...
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 23:3 به قلم یلدا |
|
|
در عشق اگر عذاب دنیا بکشی با اشک دو دیده طرح دریا بکشی تا خلوت من هزار فرصت با قی است تنها نشدی که درد تنها بکشی...! *** التماس دعا
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 1:9 به قلم یلدا |
|
|
الهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرجهم
عیدتون مبارک
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 22:50 به قلم یلدا |
|
|
من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي گشتم ! دو كبوتر در اوج بال در بال گذر مي كردند دو صنوبر در باغ سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلي مي خواندند مرغ دريايي با جفت خود از ساحل دور رو نهادند به دروازه ي نور ...چمن خاطر من نيز ز جان مايه ي عشق در سراپرده ي دل ؛ غنچه اي مي پرورد ــــ هديه اي مي آورد برگهايش كم كم باز شدند ! بر گها باز شدند يافتم ! يافتم! آن نكته كه مي خواستمش ! با شكوفايي خورشيد و گل افشاني لبخند تو آراستمش . تار و پودش را از خوبي و مهر خوش تر از تا فته ي ياس و سحر بافته ام " دوستت دارم را " من دلاويزترين شعر جهان يافته ام !
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 19:6 به قلم یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| به یاد استاد |
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم کسم خدا بود ؛کس بی کسان... "دکتر شریعتی" رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی... دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد... دکتر هبوط ص 110 |
| دکتر |
|
در حضور تو... آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|