تبليغاتX
فرشته ی از راه رسیده ی من...
ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو

 

 من مشتعل عشق علی ام چه کنم؟!

***

عشق مجنون تهی دست تماشا دارد... 

+زخمه ای بر تار جان آمد  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 21:51  به قلم یلدا | 

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون شود مهرش

ولی آهسته میگویم خدایا بی اثر باشد...

+زخمه ای بر تار جان آمد  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 10:29  به قلم یلدا | 

 

 

 

 

ای آشنا ای خوب :

 

اینجا...

دلم را پرچمی افراشته در باد

            با شقایق داده ام پیوند

با من بگو ای آشنا

 وقتی زمین آیستن رنگ است

 

آیا کبوتر را پناهی  هست؟

گل را !

سایگاهی هست؟

 

زخمی تر از دریا

تابوت دل را می نهم بر دوش !

غم در نگاهم می نشیند نرم ؛ آهسته...

مثل فرود برگ در پاییز

.

.

.

اینجا دلم تنگ است

با من بگو

ای آشنا ای  خوب

 

آیا مرا با خویش خواهی برد؟!

 

شهر؛ ازدحام چشم های تلخ...

اما دلم !

در انتظاری نیست جز

خلوتی مطلوب با

محبوب...

 

+زخمه ای بر تار جان آمد  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:21  به قلم یلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو


به یاد استاد
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم
کسم خدا بود ؛کس بی کسان...
"دکتر شریعتی"
رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی...
دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد...
دکتر هبوط ص 110

دکتر
در حضور تو...
آرشیو پیوندهای روزانه
زخمه های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes
 
< <

کد آهنگ در کد باز