تبليغاتX
فرشته ی از راه رسیده ی من...
ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو

فاطمه،فاطمه است...

+زخمه ای بر تار جان آمد  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 15:57  به قلم یلدا | 

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

به صورت تو نگاری نه دیدم و نه شنیدم

امید خواجگیم بود بندگی تو جستم

هوای سلطنتم بود خدمت تو گزیدم

اگر چه در طلبت هم عنان باد شمالم

به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم

امید در شب زلفت به روز عمر نبستم

طمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم

به شوق چشمه ی نوشت چه قطره ها که فشاندم

ز لعل باده فروشت چه عشوه ها که خریدم

ز غمزه بر دل ریشم چه تیرها که گشادی

ز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم

ز کوی یار بیار ای نسیم صبح قباری

که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم

گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه

که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم

چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی

که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم

به خاک پای تو سوگند و نور دیده ی حافظ

که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم

..

 

 

 

+زخمه ای بر تار جان آمد  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:57  به قلم یلدا | 
پرنده گفت:رود

درخت گفت:جاری و روان

و در همان حدود، عده ای

برای افتتاح سد،کف زدند.

+زخمه ای بر تار جان آمد  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:41  به قلم یلدا | 

 

 

عشق تو را چون یک دسته گندم در آغوش می کشد

می کوبدت تا پوسته ات را جدا کند  .

می پالایدت تا سپوست را دور افکند.

می سایدت تا سفیدت کند.

خمیر می سازدت تا نرمت کند.

سپس تو را به آتش مقدس خویش می سوزاند تا:

از تو مقدس نانی سازد          

 برای مهمانی مقدس خداوند...

جبران خلیل جبران

+زخمه ای بر تار جان آمد  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:22  به قلم یلدا | 
پرنده گفت:عشق

درخت گفت:پل

پرنده بر پل معلقی

که روی رودخانه بود،خیره شد.

+زخمه ای بر تار جان آمد  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:7  به قلم یلدا | 
پرنده گفت: آرزو

درخت گفت: بی کران

و هر دو چشم انتظار یک نگاه مهربان.

+زخمه ای بر تار جان آمد  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:48  به قلم یلدا | 
پرنده گفت:عمر

درخت گفت:برق و باد

و قارقار یک کلاغ دیرسال

رشته ی کلام آن دو را گسست.

 

+زخمه ای بر تار جان آمد  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:49  به قلم یلدا | 

گل من پرپر نشوی که بلبلی به باز شدن غنچه ی لبخند تو زبان به سرود باز کرده است.

شمع من خاموش نگردی که چشمی در پرتو پیوند تو به دیدن آمده است.

ساقه ی گلبن بهار من نشکنی که دلی به رویش امیدوار تو دل بسته است.

آفتاب من غروب نکنی که شاخه ی آفتابگردانی به جستجوی تو سربرداشته است.

دامن من تو را برنچینند که حلقومی عقده دار است.

صومعه ی من فرو نریزی که دلی نیازمند نیایش است.

چشمه ی من نخشکی که جگری در عطش کویر سوخته است.

بالین من تو را برنگیرند که سری بیمار است.

بستر من تو را برنبندند که تنی تبدار است.

کاشانه ی من ویران نگردی که آواره ای بی پناه مانده است.

باز یافته ی من گم نشوی که بهشت بازیافته ی روحی هستی که در دوزخ نشیمن دارد.

 

+زخمه ای بر تار جان آمد  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:57  به قلم یلدا | 
پرنده گفت:کوه

درخت گفت:استوار

و دره غرق در صدای ریزش ستیغ کو شد.

+زخمه ای بر تار جان آمد  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:38  به قلم یلدا | 

پرنده گفت شاعرم

درخت را سرود

درخت گفت:زنده ام

و راز زنده بودنش پرنده بود.

+زخمه ای بر تار جان آمد  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:31  به قلم یلدا | 

زاندازه بیرون تشنه ام ساقی بیار آن آب را

اول مرا سیراب کن و آنگه بده اصحاب را

مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس

ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آ ب را

امروز حالا غرقه ام تا با کناری اوفتم

آنگه حکایت گویمت درد دل غرقاب را

سعدی چو جورش می بری نزدیک او دیگر مرو

ای بی بصر من می روم؟ او میکشد قلاب را

+زخمه ای بر تار جان آمد  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:40  به قلم یلدا | 

:::::::::::

ای عشق مدد کن که به سامان برسم

چون مزرعه ی تشنه به باران برسم

یا من برسم به یار،یا یار به من

یا هر دو بمیریم و به پایان برسم...

::::::::::

+زخمه ای بر تار جان آمد  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:55  به قلم یلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو


به یاد استاد
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم
کسم خدا بود ؛کس بی کسان...
"دکتر شریعتی"
رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی...
دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد...
دکتر هبوط ص 110

دکتر
در حضور تو...
آرشیو پیوندهای روزانه
زخمه های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes
 
< <

کد آهنگ در کد باز