تبليغاتX
فرشته ی از راه رسیده ی من...
ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو

**زیبای خفته**

***

نیست

پیدایش نمیکنم

گم شده است؟

...

زیر هیچ کتابی،در هیچ دفتری،در هیچ شعری،در هیچ مصراعی،در هیچ قافیه ای...نخیر نیست

گویی حروف از :توصیفش:عاجزند..

نه،اشتباه کردم.اینست:

گویی حروف از :توصیفت: عاجزند

ای که اسمت

از پایان :.سماع.:

آغاز می شود!

+زخمه ای بر تار جان آمد  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 19:16  به قلم یلدا | 

(سخن آخر)

هزار خواهش و آیا

هزار پرسش او اما

هزار چون وهزاران چرای بی زیرا

هزار بود و نبود

هزار شاید و باید

هزار باد و مباد

هزار کار نکرده

هزار کاش و اگر

هزار بار نبرده

هزار بو ک و مگر

هزار بار  همیشه هزار بار هنوز...

 

مگر تو ای همه هرگز

مگر تو ای همه هیچ

مگر تو نقطه ی پایان

بر این هزار خط ناتمام بگذاری

 

مگر تو  این دم آخر  در این میانه

تو

سنگ تمام  بگذاری...

+زخمه ای بر تار جان آمد  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 18:49  به قلم یلدا | 

من بیمایه که باشم که خریدار تو باشم

حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه ی لطفی به سر وقت من آری

که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم

که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد

که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم

هرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی

مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشم

گذر از دست رقیبان نتوان کرد بکویت

مگر آن وقت که در سایه ی زنهار تو باشم

گر خداوند تعالی به گناهیت بگیرد

گو بیامرز که من حامل اوراز تو باشم

مردمان عاشق گفتار من ای قبله ی خوبان

چون نباشند،که من عاشق دیدار تو باشم

من چه شایسته ی آنم که تو را خوانم و دانم

مگرم هم تو ببخشی که سزاوار تو باشم

گر چه دانم که به وصلت نرسم باز نگردم

تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم

گر چه دانم که به وصلت نرسم باز نگردم

تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم

نه در این عالم دنیا،که در آن عالم عقبی

همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم

همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم

خاک بادا تن سعدی اگرش تو نپسندی

که نشاید که تو فخر من و من عار تو باشم

بذارین گریه کنم...گناه دارم

+زخمه ای بر تار جان آمد  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:48  به قلم یلدا | 
بیا و ببین ای یار دیوانه ، این بیت را من پاپتی برای تو سروده ام :

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  ! !

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  ؟ ؟

 

و این را هفت بار بخوان.

 

+زخمه ای بر تار جان آمد  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 15:12  به قلم یلدا | 

شب تار جدایی ؛هوای گریه دارم

به کجا امشب ای دل از این غم سر گذارم

به گلستان وزیده هوای آشنایی

دلم از غم گرفته ، دلم از غم گرفته

بهار من کجایی،بهار من کجایی؟؟؟

شب و روز آتش  غم ،کشد از دل زبانه

من و آه سحرگاه ،من و اشک شبانه

چه شد آرام جانم ، نمی آید سراغم ؟!

که ز برق نگاهش ،بر افروزد چراغم

***

شب تار جدایی...

...بهار من کجایی؟؟؟

http://www.yemahal.com/g.htm?id=498

+زخمه ای بر تار جان آمد  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 16:41  به قلم یلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو


به یاد استاد
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم
کسم خدا بود ؛کس بی کسان...
"دکتر شریعتی"
رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی...
دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد...
دکتر هبوط ص 110

دکتر
در حضور تو...
آرشیو پیوندهای روزانه
زخمه های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
فرشته های من...
دلی بزرگ در شهری کوچک
زخمی
مرد قبیله
وب سایت شهر قهدریجان
هیچ نامه
ان الانسان لفی خسر
اوقات شرعی
ادیبانه (نشریه ی ادبی)
تلخابه
پاتیراس
آواره
ریحانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes
 
< <

کد آهنگ در کد باز