![]() |
![]() |
|
| ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو |
|
كفتر كشته پروندن نداره رو خاك و خونا كشوندن نداره كفتر كشته پروندن نداره كتاب كهنه كه خوندن نداره داره از تنهايي گريم ميگيره توي اين شهر ديگه موندن نداره كي ميشه كه منو تو ما بشيمو رها بشيم مرغ پر بسته كه كشتن نداره وقتي كشتيش ديگه گفتن نداره از يه در بچه تاريك و سياه پاي ديوار قصه ديدن نداره اگه تو باقچه فقط يه گل باشه گل اون باقچه كه چيدن نداره هر درختي كه يه روزي پير ميشه اونو از ريشه سوزوندن نداره كي ميشه كه منو تو ما بشيمو رها بشيم فصل مردن واسه من كي ميرسه وقت پرواز من از اين قفسه از من در به در اينجا چي ميخواي بگيريد اگر كه مقصد نفسه بوي هر گل مثال اطلسي نيست حرفاي من مثل حرف كسي نيست شعر من حرف قشنگ رفتنه حرف حق تا دنيا دنياست گفتنه کمکم نمی کنی؟! ...تصویر می خواد |
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 22:42 به قلم یلدا |
|
|
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 10:44 به قلم یلدا |
|
|
...
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:37 به قلم یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| به یاد استاد |
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم کسم خدا بود ؛کس بی کسان... "دکتر شریعتی" رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی... دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد... دکتر هبوط ص 110 |
| دکتر |
|
در حضور تو... آرشیو پیوندهای روزانه |
| زخمه های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| فرشته های من... |
|
دلی بزرگ در شهری کوچک زخمی مرد قبیله وب سایت شهر قهدریجان هیچ نامه ان الانسان لفی خسر اوقات شرعی ادیبانه (نشریه ی ادبی) تلخابه پاتیراس آواره ریحانه |
|
RSS
|